آقا یه سوالیه که از بچگی تا حالا ذهن منو درگیر خودش کرده :
دستمال قدرت داداش کایکو چرا همیشه تو جیب میتی کومان بود ؟
چرا تو جیب خودش نبود ؟
تازه علامت میتیکومان هم تو جیب تسوکه بود ؟
خب چرا هرکس وسایل خودشو نگه نمیداشت ؟
♀♂ قــروقـــاطـی ♂♀
تبلیغات سایت
چقدر طول میکشه دقیقا؟؟؟
یه سوالی ذهنمو درگیر کرده
چقدر طول میکشه که یه زرافه بالا بیاره !؟
عیدی
ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﺧﺒﺮﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ عیدی کارمندان ﮔﻔﺖ :
«ﮐﺎﺭﻣﻨﺪﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ، ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ عیدی بخوان. »
:ا
پرابلم؟؟؟
وایبر
روزی مردی رو به حکیمی کرد
و گفت: ای حکیم چرا همسرم یک گل رز را که یک روز زنده است
و روز دیگر میمیرد اینقدر دوست دارد
ولی من که هرروز برایش میمیرم وزنده میشم دوست ندارد؟
حکیم لبخندی زد و گفت:خیلی قشنگ بود با وایبر برام بفرستش
معلمای بفرمایید شام
ﺍﯾﻦ معلما و ﺍﺳﺘﺎﺩﺍ ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻥ ۷ ﻭ ۸ ﻣﯿﺪﻥ
.
.
.
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺷﺎﻡ ﺷﺮکت ﮐﺮﺩن! والاااااااااااااااااا
الکی مثلا...
بچه ها صبح بخیر .....
.
.
الکی...
مثلا خارج زندگی میکنیم??:|??
جنتی برد
درسته که تو فوتبال به عربا باختیم ولی
.
.
.
نبرد نفس گیر بین ملک عبدالله و جنتی رو
.
.
.
جنتی برد :)))))
مورد داشتیم
مورد داشتیم پلیس پرسیده خانم چه نسبتی باهاتون داره؟
پسره گفته کورن دارم از خیابون ردشون میکنم.
تکنولوژی
تا وقتی نشه من از اینجا با بیل بزنم تو سر اونایی که لایک نیکنن با من از تکنولوژی حرف نزنین!
تقلب
ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻣﻨﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺗﻘﻠﺐ ﮐﻨﻪ
ﺍﻭﻧﻢ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ
ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﮐﺮﺩ :ا
پنالتی عراق
به شخصه زننده پنالتی اخر عراقو تا چهار سال دیگه ,جام ملتهای اسیا بعدی هر شب خواب میبینم.خیلی قیافش ترسناک بود :((((
جنیفر و آنجلینا
فكر كن جنيفر و آنجلينا فقط يه پروفايل دارن،
بعد یه سری دختراي ايراني:
.
.
.
.
.بطول I
.بطولII
.بطولIII
... .بطول orginal
.بطول full page
.بطول دنده به دنده
.بطول بشقاب پرنده
.بطول نوکر بنده
.بطول چرا نمي خنده
کجابودین:)))
بچه ها نماز جمعه ندیدمتون کجا نشسته بودین ....
.
.
.
.
.
الکی مثلا که وب فیلترنشه!! :))))
چرا واقعا؟؟
ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﺮﺍ مردا با همسرشون ﻭﻗﺘﯽ حرف میزنن ﺻﺪﺍشون ﺷﺒﯿﻪ ﺧﺮﺳﻪ!
ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ همکارای خانومشون ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰنن،صداشون ﺷﺒﯿﻪ ﺧﺴﺮﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎییه؟ :ا
حموم رفتن زمان ما :ا
حموم رفتن زمان ما :
میرفتیم تو حموم
یه شیرو باز میکردیم، دندونامون میریخت کف حموم از سرما!
اون یکیو باز میکردیم، مث آب سماور در حال جوش بود!
یه عر میزدیم از سوزش،
مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر
بعد با اون صابون زرد گنده ها
که مثه چرکِ خشکیده بود، میفتاد به جونمون
تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد!
یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم
که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم!
بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو
که انگار داعش به شپشا حمله کرده
بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن!
بعد از همه اینا جان گُدازترینش کیسه کشیدن بود!
دو لایه از پوستمونو بر میداشتن،
فک میکردن چرکه! باز ادامه میدادن
بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن،
یه روسرى به کله مون، یه یقه اسکى هم روى همش
بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم،
میگفتن: ببین چه راحت خوابیده :ا
سایپا
آقا یه نگاه به تبلیغ سایپا کنید قبلنا میگفت :
” سایپا مطمئن” اما حالا میگه :
” سایپا در اندیشه ای متفاوت ”
معلوم نیست چه بلایی میخواد سرمون بیاره
اعصاب نداره :ا
یارو ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ
ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻬﺶ ﻛﺮﻓﺲ ﻣﯿﺪﻥ
ﺷﺎﻡ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ
ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻫﻢ
ﺑﻬﺶ ﻧﻮﻥ ﻭ ﺳﺒﺰﻯ ﻣﯿﺪﻥ !!
ﻣﯿﮕﻪ : ﻧﺎﻫﺎﺭ ﭼﯿﺰﻯ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻜﻨﯿﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﻣﯿﭽﺮﻡ
پیامک یه خانوم :))
خانمه به شوهرش پیامک میده:
سلام عزیزم، اگه موافقی بریم خونه مامانم عدد “۱”
و اگه میخوای بریم خونه مامانت
سینوس ۲۳به توان ۷ تقسیم بر ۲/۷۶۳ ضربدر ۶۵۷
رادیکال ۵ به توان ۲ تانژانت ۷۸۶ مبنای ۲۱” رو پیامک کن !
جواب شوهر جالبه!
۰/۰۵۷۳۸۷۷۷۳۲۵
مورد داشتیم :ا
مورد داشتیم یارو رفته فروشگاه لوازم یدکی گفته:
چماق زیر صندلی نیسان سمت راننده دارید؟؟
میگن فروشنده خودشو تو انبار مخفی کرده
نور بهش میخوره جیغ میکشه
ایرانی :)))
ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ:
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ: ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺁﻟﻤﺎﻥ: ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ، ﮐﭙﺴﻮﻝ ﺿﺪ ﺁﺗﺶ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ: ﺟﻌﺒﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ، ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ
ﺍﯾﺮﺍﻥ: ﻗﻠﯿﻮﻥ، ﺯﻏﺎﻝ، ﻣﻨﻘﻞ، ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ، ﯾﻪ ﭼﻤﺎﻕ ﻫﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻋﻮﺍ
ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
شرمندهــــــــ
روزی شخصی نزد بزرگی رفت
و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم
بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید
ولی چون همه رفته بودند بیرون
کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید !
.
شرمندتون شدم ببخشید
سیاوش قمیشی
اوایل انقلاب همه خواننده ها
قیافه شون شبیه کفتربازا و راننده تریلی ها بود بجز
” سیاوش قمیشی ”
لامصب از همون اول شبیه معلم فیزیک بود
مترو :ا
همکارم تعریف میکنه
میگه توی مترو یه پیرزنه رو دیدم میگفت من ۵ تا بچه داشتم !
دو تاشون اسیر شدن و سه تاشونم مفقود الاثر
همکارم میگفت همه ی خانوما تحت تاثیر قرار گرفته بودیم که چه شیرزنه صبوریه !
بعد پیرزنه ادامه میده که
دو تا دختر داشتم که ازدواج کردن اسیر شدن
سه تام پسر داشتم که ازدواج کردن شدن مفقودالاثر :ا